
سلام خداجان من خیلی بدم .وخیلی پرتوقع.ببخش که ظرفیت محبت ها و نعمت هایی که دادی رو ندارم. شرایط هر جور که هست حقمه ... این که هراتفاقی تقصیرمه حقمه اینکه کارای همه وظیفمه حقمه ازاینکه آدمها بلدن دلموبشکنن هم حقمه . پس جای نق زدن نیست. بچه و مادر و...خانواده هم نداره...مدیر و همکار و... نداره . خودم مقصرم مقصرم که هیچوقت هیچی نگفتم .یا دیرگفتم به محضی که فهمیدم پریناز میره خونه بخت دیگه نذاشتم بیاد سراغم بهرطریقی .تا موسم شکفتن و عقدنارنجکم شد دیگه بهش یه پیام ساده هم ندادم . تا حس میکنم بچه ها با پدرشون خوش باشن سریع وجودمو حذف میکنم . تا حس کردم مادرم با همسایه بیشتر میخنده کمتر مزاحمش شدم تا...
ادامه مطلب