نه آدمهایی که قول دادندو بعد یادشان رفت....که حیف بود در ذهنم نگهشان دارم.
سالهاست شاخه ی پیچک حوالی 8 بهمن بارفتن ب ا ب ا شکست با غم های م ا د ر پژمرد و با کم لطفی و نامردی بقیه خشک شد .
حالا یک تسمه ی لاستیکی ساخته ام که نه به شلاق زمانه دردبکشد نه به شل بودن واشرها دلش بلرزد .فقط مثل یک رباط, از صبح تا شب میچرخد تا دستگاه عمرش تمام شود و خلاص.یک نفس راحت ...
بگذار ساعت نفهمد چقدر بازی خورده....
برچسب:
نویسنده: رها مرادیان