فرقی ندارد - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 23:27
وضع ما در گردش دنیا چه فرقی, می کندزندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کندماهیان روی خاک و ماهیان روی آبوقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کندسهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیستجای ما اینجاست یا آنجا چه
جای ؟ - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 23:27
هیچ وقت از کار نترس.دستهابرای این آفریده شده اند تا به همت صاحبشان هنر بیافرینند.سختی و رنج را با یک حرکت غلیظ از پیشانی به روی زمین بریزند و ثابت کنند خدا توانایی را داده تا بخشش.روزی حلال.عشق و هزار
وقتی خوب نیستی میفهمم - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 23:27
دلیلی برای گفتن نیست ... قلمم را میگویم .امروز میفهمد هیچ چیز خوب نیست.ودرگوشی به دلم میگوید دعا کن.ومن باز همه چیز را به دید عبرت میبینم که نکند قلم فکرم خوب بنویسد و انرژی مثبت باشد برای یکی از شماها وحال و هوای شکوفه سیب به واسه ی قلمم بهاری باشد نه خزان . اما ناخداگاه گاهی به دلم می افتد خوب نیس...
مترسک - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 23:27
همه چیز زیباست .از خاک کف کوچه گرفته تا گیاهی که به زور از لابلای اسفالت ها سبز شده .قطرات نم روی شیشه تا صدای بال کبوتر ها هر چیزی که لطافت خلقت خدا را بهمراه دارد آدم را یاد او می اندازد... وبعضی چی
رباط - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 23:27
امید دارم خیلی ....فقط به محبت خدا....چون خواستم تا راه دویدن و خدمت را دریغ نکند نه آدمهایی که قول دادندو بعد یادشان رفت....که حیف بود در ذهنم نگهشان دارم. سالهاست شاخه ی پیچک حوالی 8 بهمن بارفتن ب
آسمان - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 23:27
امشب مثل خیلی وقت های دیگه چشم باز کردم و دیدم کنار بهارا توسکوت نشستم و کلی حرف دارم واسشون .نارنجم یادته چقدردبه گل و درختای کنار بهارا میرسیدیم .؟..حالا بزرگ شدن .قد کشیدن و جای ماها رو خالی نگه د
مایی که هیچ وقت ما نشد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
دقیقا مثل یک واقعیت یا یک چیزی شبیه تر از آنچه باید باشد ...دلم میخواست برای یک بار حق نوشتن سرنوشت را داشتم تا ببینم نظر خدا درمورد نگارشم چگونه است ...دلگیر نیستم و ممنونم که بیش از خاکساری من به مح
مغز پسته - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
هرشب یک مشت برمیداشت با قصه به خورد خاطراتم میداد .بعدباهم آب انار میخوردیم و در کنار کرسی کنار آغوشش تمام قصه هازنده میشدند.گیسوهای نوه اش را میبافت انگار که قالی کاشان در دستش گره میخورد....مادربزر
نمک - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
هیچوقت نمیدونست اینقدر مهمه....نمک رو میگم....گاهی به اندازه ی زهری داره که روی زخم میپاشن و زجرمیدن ...گاهی طعم حالت رو عوض میکنه و دلچسب میشه....گاهی زیاد میشه و دل رو میزنه....و گاهی مثل قند تودل آ
همه ی زندگی منی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
چون راست گفتی .چون نترس بودی .چون دلت میخواست بری .چون زنده ای .چون خیلی بزرگی دعا کن .دعاکن که تکه تکه بشم مثل خودت...میدونم لیاقت ندارم...حالا یه بارم بدها خوب بشن چیزی نمیشه....
جاده - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
خیلی عزیزه برام .نمیدونم چرا ولی تنها چیزی که آرومم میکنه اینه که ساعت ها برم ... مخصوصا شبها مربوط به جاده حرف مثل برزخه ...میترسی ...همه جاتاریکه و فقط خودتی و خدا اینقدر میخوای بری تا به صبح برسی ... مربوط به جاده حرف یه ج
غم خوردنی نیست...دست نگه دار - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
همه ی آدمها به اندازه فهمشون خدارو درک میکنن.به اندازه قلبشون میپذیرن و به اندازه معرفتشون صداش میزنن. از یه شهید پرسیدن شهادت چیه....گفت شهادت یه لباسه ...اگه بزرگ باشی و فکر میکنی خیلی گنده ای باید
ربنا آتنا نگاهت را.... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
چه غم که خلق به حسن تو عیب میگیرندهمیشه زخم زبان خونبهای زیباییستاگر خیال تماشاست در سرت بشتابکه آبشارم و افتادنم تماشاییستشباهت تو و من هر چه بود ثابت کردکه فصل مشترک عشق و عقل، تنهاییستکنون اگرچه کویرم، هنوز در سر منصدای پَر زدن مرغهای دریاییست
تلخند - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
تصادف کردم بعد از دو سالولی برای اولین بار مث یه مرد پای حقم وایسادم.البته مقصرم نبودم ولی خداییش خیلی هم ناراحت شدم .دوندگی و درست شدنشو...ولی چون حق با من بود و چون خانم محترم خاطی با پررویی اومد و
دلتنگی... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:09
یه بغض قدیمی رو حس میکنم که از آرزوی حضورت پُره میخواد پَر بگیره دل عاشقم ولی بیتو دائم زمین میخوره یه دیوار شده بین ما فاصله که من با غرورم اونو ساختم میدونم که از مرز این فاصله اگه رد نشم عمر
وقتی توقع نداری.... - تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 0:28
حالم ...مهم نیست .ولی خیلی توقعم شده ازبیمعرفتی کسی که یک عمره ...دلم یه بزرگتر میخواددلم نه عقلم ...که بیادو بگه نگران نباش هواتو دارم.که وایسه کنارم و نذاره کسی بهم زور بگهخیلی دلم شکست از جملات این چندروزخداجان ؟کاش میبستی نفسی که اینقدر بی ارزشه واسه یکیLet's block ads! (Why?)
تنهادارایی - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:21
رحمت خداروز رفتن بابا - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:21
سرگردونم - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:21
خیلی بده که جزیره بسازی بری براخودت وهرشب روی لبخندماه حساب باز کنی و صدای برگها بشن دلخوشیتخیلی بده حافظه ات فقط مثبت هارو ذخیره کنهخیلی بده که....Let's block ads! (Why?)
وقتی هیچی نیست - تاریخ: 1396/6/5 ساعت: 13:03
سلام خداجان تو این مدت به اندازه ده سال پیر شدم از بس نامردی دیدم خندم میگیره وقتی میگن تو زیادی خوب بودی اینه گناهت ... دیگه هیچی جانذاشتن ... از نزدیک ترین آدمای زندگیم گرفته تا اونایی که هیچ دلیلی جز آروم کردن دل مریضشون نداشتن واسه له کردن من دیشب خیلی دلم سوخت منو ببخش خدایا که .... برای اولین ...

برچسب‌های مرتبط

وارونه شدن صفحه دسکتاپ | وارونه نوشتن در ورد | دلم یه عالمه پول میخواد | دلم یه عالمه خدا میخواد | دلم یه عالمه گرفته | خلاف جهت | خلاف جهت عقربه های ساعت | خلاف جهت عقربه های ساعت به انگلیسی | برگ بو | برگ ریزان