من خیلی بدم .وخیلی پرتوقع.ببخش که ظرفیت محبت ها و نعمت هایی که دادی رو ندارم.
شرایط هر جور که هست حقمه ...
این که هراتفاقی تقصیرمه حقمه
اینکه کارای همه وظیفمه حقمه
ازاینکه آدمها بلدن دلموبشکنن هم حقمه .
پس جای نق زدن نیست.
بچه و مادر و...خانواده هم نداره...مدیر و همکار و... نداره .
خودم مقصرم
مقصرم که هیچوقت هیچی نگفتم .یا دیرگفتم
به محضی که فهمیدم پریناز میره خونه بخت دیگه نذاشتم بیاد سراغم بهرطریقی .تا موسم شکفتن و عقدنارنجکم شد دیگه بهش یه پیام ساده هم ندادم .
تا حس میکنم بچه ها با پدرشون خوش باشن سریع وجودمو حذف میکنم .
تا حس کردم مادرم با همسایه بیشتر میخنده کمتر مزاحمش شدم
تا حس کردم ...
من همیشه من رو دیلیت کردم تا نباشم
که نکنه باعث ناراحتی باعث حب بی جا یا باعث ... هرچی باشم
من از این سکوت دلخور نیستم
چون همیشه فکر کردم که این ذره خاکی نباید جای هیچی رو پر کنه
بابا جان
من که تو رفتن تونقشی نداشتم.
من که خودمو از خواستنت حذف نکردم
ولی سالهاست نیستی .
اصلا هیچی نیست
هیس
نق زدن ممنوع
برچسب: هیس,
نویسنده: رها مرادیان